بی نشان
اللهم عجل لولیک الفرج
بسم رب الشهدا تقدیم به محضرصاحب الزمان(عج) بخشی ازوصیت نامه دایی بزرگوارم شهید حاج محمود امیر رستمی «اگرزبانم راازپشت سرم بیاورند ازخمینی دست برندارم...» خدایا!چندمین باروصیت نامه تعویض میکنم،قریب پنج سال ازجنگ تحمیلی میگذردودراین مدت طولانی که درجبهه شرکت کرده ام شهادت نصیبم نشده،البته شکی نیست لیاقتی نداشته ام خدایا کمک کن تاوقتی لیاقت شهادت پیدا کردم نصب شود به نام خدا= بنام اوکه همه چیزم اوست،بودنم ازاوست ورفتنم ازاوست معشوقم اوست،معبودم اوست،مقصودم،امیدم،اوست ... خدایا زبانم رادرراستگویی همچون ابوذر،سلاحم را بُرنده همچون شمشیر مالک اشتر،استقامتم رادرمقابل دشمن همچون میثم ساز ،اگرزبانم راازپشت سرم بیاورند ازخمینی دست برندارم. . . بارالهی!این شهیدان ما،این جوانان تاامروزاطاعت کردند،پروانه وار دورشمع سوختند ورفتند واین یک برهان است مشاهده می کنم واین شهادت را و حضود در جبهه رایک نعمت ازنعمتها میدانم. ای پناه بی پناهان درصحراهای سوزان میگردم و درعشقت قدم میزنم ودر رضای تو جهاد میکنم وصفای بهشت و عرفات را دراین صحراها لمس میکنم تا آن عنایتی که به بندگان خالص ات هست شامل حال من شود. این دنیا به مومن زندان است به یاد آورید که من دروطن ام ،زادگاهم غریب بودم به علت پاسداربودنم تهمتها شنیدم ،به گوشم ناسزاها شنیدم وبرخوردهاکردند،تحمل کردم...... من ازتنها ماندن حسین(ع)وعلی(ع)عبرت گرفتم.....کسانیکه میتوانند ارزش یک مجاهد وشهید وخانواده شهید رابدانند فقط علی(ع)،امام زمان(عج) وامام امت وسومی خود خانواده شهدا هستند. یک صلوات نثار روح همه ی شهدا یا صاحب الزمان ادرکنا بحق الشهدا به نام خدایی که سربه سجده اش حالی دگر است ----------------------------------------------------------------------------------- درسی که پاییز به من داد! درختی با تمام وجودش برگها را برروی شاخه هایش پرورش میدهد،اگر چه پاییزمیرسد و برگهارا ازدرخت جدا میکند،اما هم درخت وهم برگها می دانند که رسیدن پاییزباعث طلا شدن برگهامی شود وهمین طلا شدن موجب تواضع برگها می شود تا وجودشان را نثارخاک پای درخت کنند پاییزبهترین درس رابه برگها می دهد،اینکه بعد ازپرورش یافتن دردامان درخت و طلا شدن باید وجودشان را نثار کنند .......................... انتظار هم باما درست همین گونه رفتار میکند اگرچه سخت است جدایی از مولا،اما انتظارباعث پرورش یافتن ما دردامان آقا صاحب الزمان(عج) و انشاالله باعث طلا شدنمان می شود ووقتی خوب پرورش یافتیم باید این وجود ناقابل را نثار آنکسی کنیم که مارا دردامان خود پرورش داد وآنکس همان مولای ما شیعیان است............ من امروز درپیاده رویی راه میرفتم که به این نتیجه رسیدم................. نظر شما چیه درمورد این نتیجه ی من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بسم الله ذوالجلال والاکرام یک نگاه! آقای من خسته ام خیلی خسته،از این روزگار،ازاین زمانه وازبعضی آدمهای زمانه وکارهای زمانه. ازاینکه لیاقت دیدارت راندارم،ازاینکه ظاهر نیستی،ازکلی درد که دردلم انباشته ام تا تو بیایی و درمان کنی... خسته ام ازاینکه اینهمه به دنیای خودم توجه می کنم و گاهی غافل میشوم از آنچه نباید غافل شوم. مرا ببخش که این روزها شعری برایت نمی نویسم،نمیدانم چرا قافیه ها را گم کرده ام،نمیدانم چرا درهجوم کلمات غرق شده ام و بی درنگ نوشتن را بلدم تا ازهجوم کلمات زنده بیرون بیایم. خسته ام ازآن همه آرزو که برباد رفتند........اما هنوز بهترین آرزویم مانده،وآن دیدار تو است... تا این آرزو هم برباد نرفته بیا ببینمت... این دل خسته ام فقط باآمدنت نشاط می یابد.زودتر بیا تا خستگی این دلم را ازپا درنیاورد. مولا جان ما همه تشنه ی یک نیم نگاه تو هستیم،چه می شود یک روزی،لحظه ای نگاهی به ما بیندازی،...وماهم نگاهت کنیم،فقط برای لحظه ای... یا مولانا ادرکنا. اللهم عجل لولیک الفرج بحق محمد(ص) وآله الاطهار. بسم الله الرحمن ----------------------------------- حسرت! هرجمعه که ازراه می رسه یه شادی آمیخته باغم توی دلم پا میذاره!شادی به خاطراومدنت وغم به خاطرنگرانی ازنیومدنت.وقتی توی نمازصبح جمعه دستامو بالا می برم ودعای فرج رو باهمراهی اشکام زمزمه می کنم.......اماغروب که میشه به خاطر نیومدنت وحسرت دیدارت خون گریه می کنم......چه اسم قشنگیه منتظر....به خصوص اگه منتظریوسف آل محمد(ص) بود...کاش به خاطرحسرتی که توی دلها ازندیدنت گذاشتی.کاش به خاطراشکایی که توی شب جمعه بادعای کمیل ریخته میشه.کاش به خاطریتیمی ما شیعه هازودبیای ودست نوازش روسرمون بکشی....................کاش فقط یه خواسته ازمن روقبول کنی اون هم اینکه سند خادمی من وهمه ی اونهایی که آرزوی خادمی تورودارندامضا کنی..... *اللهم عجل لولیک الحجت بن الحسن* بسم الله الغفور -------------------------------------- السلام علیک یا امام العصر(عج) گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم ازدل برود چون توبیایی باز این روزها دلتنگی امانم رابریده،راستش آقا جان ازدست روسیاهی هام ،بی لیاقتی هام،ازدست خودم این روزا خیلی ناراحت ام...مخصوصا وقتی توی این شبها زیاد به خودم فکر میکنم،وقتی این همه بنده ی خوب رو می بینم دلم به حال خودم می سوزه............... آقا جان میشه دست من روسیاه رو هم بگیری وبین یارانت قرارم بدی؟؟ همه ی عاشقات آرزوشونه وقتی آخرین لحظات عمرشون رو می گذرونند بالا سرشون فقط مولاشون رو ببینند، منم با همه ی روسیاهی هام آرزومه........ به خوبا سر میزنی آقا جان مگه ما بدها دل نداریم؟؟؟؟ یه سر هم به ما بزن خوب خوبها آقا جون...... تو که بیای همه ی دردهام تموم میشه... آقای من زودتر بیا،زودتر........ یا مولانا التماس دعا. اللهم عجل لولیک الفرج. بسم الله الحلیم شکایت از یک مدعی سلام آقای من! این روزها شرایط طوری شده که نمی توانم کلمات را درقالب شعر بریزم،مخصوصا امروز می خواهم ازدست یک مدعی شکایت کنم... یک مسلمان به ظاهرشیعه که با خواندن چند کتاب آن هم از زرتشت و بودا و....ادعا می کند که خیلی میداند آنروز به من گفت: امام زمان یک خیال است یک توهم،یک خیالی که ماها برای خود ساخته ایم.... راستش آقا جانم دلم خیلی شکست،وقتی به دفاع ازحق،ازشما برخواستم به من گفت:تو که نمی دانی،تو که نمی دانی،من خوانده ام می دانم..... دردلم گفتم جوابت باشد خود آقا بدهد...گفتم بالاخره که یک روز آقا می آید وآنروز حق معلوم می شود. آقا جان!آن کسی که آنروز ادعای دانایی کرد وهنوز هم می کند نمی داند که درجهل خودش مانده نمی داند که جاهلترین مردم است،وآن کسیکه ما رانادان می پندارد نمی داند که ما دانایی را ازشما داریم وازشما یاد گرفته ایم که ادعا نکنیم... یاد سخن پیامبرمان افتادم که فرمودند:هرکس فرزندم مهدی (عج)را انکار کند مرا انکار کرده است. پس مولای من! هرکس پیامبر را انکار کند در واقع بعضی اوامر خدا را هم به نحوی انکار کرده است. آقای من!دلم خیلی شکست،وای به حال دل شما ازدست این آدم وامثال او..... تازه آقا جان این شخص روزی به پوشش من ،به حجاب من هم متلک می گفت.حجابی که تاج بندگی من است،حجابی که خدایم به آن امر فرموده،حجابی که عاشقانه دوستش دارم.... آقای من! ما همه ی عاشقانت ،عاشق راه تو ،مکتب تو هستیم،عاشق روی ماه ات هستیم، وبه خواست خدا می خوایم روی چنین آدمها رو کم کنیم.... آنها که تو راانکار می کنند نمی دانند تو کیستی...عشق تو چیست وچه لذتی دارد منتظر آمدنت بودن وعاشقانه صدایت کردن.آنها نمی دانند مهربانی،صداقت،حجاب،عشق یعنی چه؟ آنها نمیدانند که درجهالت خودشان که درقالب فیلسوفی درآمده غرق اند....وکسی را جز خودشان فریب نمی دهند.... آقای من دلم را آرام کن ازدست این حرفها واین انسانها......... خدای من! توفیق بده تا همیشه عاشق آقا بمانیم وبا عشق آقا و با ذکر یا اباصالح(عج) جان بدهیم... و درآخر.... دوستانِ من ، من حقیر هدفم ازاین درد دل این بود که آگاه باشید از فتنه های آخر الزمان واز حرفهایی امثال حرفهایی که من ازاین شخص شنیدم،مواظب باشید تا چنین انسانهایی به جاهلیت به ظاهر فیلسوفا نه اشون جامه ی عمل نپوشونند،هر کتابی خواندنی نیست..... التماس دعا ازهمه ی دوستای امام زمانی. یا ابا صالح (ع) مددنا. اللهم عجل لولیک الفرج بسم الله الغفور برسر سفره ی یار خواستم از مهمانی ات بنویسم ،از سفره ی پرازلطف و مهربانی و بخشندگی ات،بغضی گلویم را گرفت...یاد این همه سالی که گذشت،یاد رمضانهایی که با دعا و استغفار گذشت،گذشت و باز برگشتم سر خانه ی اول...یاد روسیاهی خودم افتادم،این همه سالی که گاهی بی پروا دربرابر دیدگانت گناه کردم... اما تو ای مهربانم!ای صاحب همه ی ماهها و همه ی لحظه ها!ای خدای رحمن! همیشه به مهربانی رفتار کردی،مهربانی کردی و مرا شرمنده.... فرصتم دادی تا یک رمضان دیگر مهمان سفره ات شوم،تا یک بار دیگر توبه کنم از کرده هایم،از گفته هایم از هرآنچه که تورا رنجانده...شاید این آخرین سالی باشد که برسر سفره ات می نشینم،میدانم فرصتم دادی تا با یک دل پرازعشق به تو،با یک کوله بار گناه، با دو چشم گریان،دلم هوایی شود وبه تو نزدیکترشوم.... مهربانم! توفیقمان ده تا از این ماه نهایت فیض معنوی راببریم،تا حس وحال قشنگ این ماه را برای همیشه حفظ کنیم،تا دل آقا صاحب الزمان(عج)را به دست بیاوریم و هیچگاه دلش را نشکنیم... خدایا! این روسیاهان را دریاب... یا بن الحسن(عج)!آقا جان!التماس دعا،برای ما هم دعا کن آقا جان. دوستا ی خوب التماس دعا. *------------------------------* بسم الله الحی القیوم آقا جان! خسته ترازهمیشه ازاین روزگار ونا شکیباتر ازهمیشه برای دیدنت باز منتظرت هستم.می دانم که می دانی چرا خسته ام ...چگونه خسته نباشم درروزگاری که خیلی هادلت را می شکنند،خودت که میدانی چه وضعی هست...! آقا جان! هر طلوع جمعه با امید آمدنت سرازبالین بر میدارم وبا اللهم عجل لولیک الفرج امید آمدنت را دارم....اما........ وقتی غروب می شود دیگر میدانم که این جمعه هم نیامدی ........ باز باید این وضع نا بسامان روزگاررا تحمل کنم،ازکدامین وضع شکایت کنم آقا؟! از بی حیایی وبد حجابی بعضی زنان؟یا از بی غیرتی بعضی مردان؟یا ازنگاه نا پاکی که بعضی جوانان دارند؟ اینجا آقا کسی که حجاب فاطمه(س) را دارد درنظر اهل دنیا یک عقب مانده هست.اینجا کسی که درست کار می کند کارش پیش نمی رود.اینجا آقا برای هرکه اهل خداست جا تنگ است.من خوب میدانم بعضی زنانی که خود را برای نامحرمان می آرایند،ومردانشان که غیرتی ندارند،میدانم وضعی که الان هست دلت را خون می کند...دلت را میشکند.بزرگی گفت کسی که این کارها را می کند سیلی به صاحب الزمان(عج)می زند.........شرمنده ام آقا از گفتن این حرفها،اما باید بدانند تا دلت را نشکنند. الهی!توفیقمان ده که ازشیعیان واقعی آقا باشیم ودلش را به دست آوریم... آقا جان ببخش که بی پروا برایت نوشتم. یا اباصالح المهدی ادرکنا به نام خالق مهربان میلاد آقا امام زمان(عج) برتمام عاشقانش مبارک باد. *خدا کند که بیایی.....!* خودت گفتی که می آیی...غم ازاین دل می زدایی وچشمهای منتظرم را نوری دوباره می بخشی! می دانم به قولت وفاداری اما...می ترسم که دیرترازاین بیایی...! این روزها دلم بیشتر به یاد دوری ات می گیرد وبقض گلویم را می فشارد...این روزها زمزمه می کنم(خدا کند که بیایی)...این همه نامه،این همه شعر،این همه درددل که برایت مینویسم را هیچ خوانده ای آقای من؟اینها فقط بهانه ایست برای نشان دادن دلتنگی هایم برای تو،بهانه ایست تا بگویم چقدرغم دوری ات دلم را آتش می زند.... حیف است که تو باشی و نبینم تورا... آه دل دیوانه ام بی قراری می کند باز...دلتنگ شده ،چه کنم با این دل تنگم؟...گاه دیوانه وار می زنم زیر گریه بلکه آتش درونم فروکش کند اما این اشکها داغ فراقت را بیشتر وبیشتر میکند.تو بگو دیگربا کدامین واژه ها وکلمه ها برایت بنویسم برایت بسرایم ازغم دوری ات؟؟ آقا وقت است که باز آیی ..... باز می گویم آقا خدا کند که بیایی.... یا ابا صالح(عج) ادرکنا ومن الله التوفیق نجوای مهدی(عج) صبح جمعه آمدکجایی آقای من ندبه میخوانم برسدلحظه ی دیدارمن باشوقت کوچه راآب وجارومی کنم آوای قرآنت گوشواره ی جان می کنم هرهفته جمعه هاپنجره راوامی کنم بااشک فراقت آرایش جان می کنم دل ازهمه عالم بریده وبه تودوخته ام جانم به ریسمان عشق توآویخته ام گوییادیرشده آمدنت مولای من گل نرگس گفت دلتنگی به من آری دل تنگم بی قراری می کند ضجه ی دوری زرویت می کند کی وکجادیدارمایوسف زهرا زخم داردازهمه این دل تنها بوی گل یاست خبرازنزدیکی می دهداماملک(خدا)نداردتاب دوری (کاش که این فاصله راکم کنی) (محنت این قافله راکم کنی) کاش که سربازتومن می شدم لایق دیدارتومن می شدم کاش بوسه برپایت می زدم پلک رخسارهمچوماهت می شدم کاش مولای من زودترآیی ازشکاف کعبه این جمعه برآیی عهدمی خوانم تازه پیمان می کنم (اللهم ان حال بینی)رابرجان می کنم بازاین جمعه بگویم کجاست مولای من نکندخون شده قلب اوزاعمال من دوش درخواب دیدم ناله می آید یارب این کیست کاین گونه می نالد شب بودوسرچاه علی مرتضی کس اشک می ریخت نه علی مرتضی پیش رفتم تابگویم دردتوچیست؟ کاین گونه دل شب به دردتوگریست شنیدم می گفت عجل یامولا(خدا)ی من پیروانم چشم به راهندبریاری من پرسیدمش ندیده ام اماآشنایی؟ گفت آری منم امام عصرآشنایی گفت دل شب محرم اسرارعلی(ع)بود چاه همه باغربتش حافظ حرف علی(ع)بود دل من زبی وفایی دوستان پراست کس نمی داندشب پرازبغض من است اشک درچشم من حلقه زدآن شب ازروی مولاشرم سراپایم شدآنشب حرف پایانش چنین بودوبه من گفت: ام ابیها(س)زبی حجابی شرم دارم گفت آن شب آنجاهم رسول(ص)وهم علی(ع)را فاطمه بنت نبی(ص) وهم زکی عسگری(ع) را باوجودپاک مولاحجت بن العسگری(ع) دیدم وشنیدم آنچه بودرازعلی(ع) ای همه منتظران منتظراوباشید جان مولابرسرقول وفادارباشید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


